الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

70

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

بهاى برده را بگير ، آن مرد گفت : همين بس است و ديگر نگو ! من همين را انتخاب كردم . پس امام آن مبلغ را به وى مرحمت كرد . « 1 » 9 - همو مىگويد : مبرّد در كتاب « كامل » خود نقل كرده است كه مروان بن حكم گفت : من خيلى علاقمند و دل بستهء استر حسن بن على عليهما السلام بودم ! ابن ابى عتيق به وى گفت : اگر من آن را به تو بدهم ، آيا تو سى خواستهء مرا بر آورده مىكنى ؟ گفت : آرى . ابن ابى عتيق به وى گفت : وقتى كه مردم جمع شدند ، من از مناقب و آثار خير قريش سخن مىگويم و از نيكو كاريهاى حسن عليه السلام خوددارى مىكنم ، تو در آن باره مرا سرزنش كن ! وقتى كه مردم اجتماع كردند ، شروع كرد ، به گفتن شايستگيهاى قريش ! مروان رو به وى كرد و گفت : چرا برجستگى ابومحمد ( امام حسن ) را نمىگويى در حالى كه او را مناقبى است كه هيچ كس به او نمىرسد ! ابن ابى عتيق گفت : ما از اشراف سخن مىگفتيم ، اما اگر از اولياى خدا سخن مىگفتيم ، البتّه كه حسن عليه السلام را بر همه كس مقدم مىداشتيم . همين كه امام حسن رفت تا سوار مركب شود ، ابن ابى عتيق دنبال او راه افتاد ، امام حسن عليه السلام لبخندى زد و فرمود : درخواستى دارى ؟ عرض كرد : آرى ، حاجتم سوار شدن اين استر است ! امام حسن عليه السلام با شنيدن سخن او از مركب پياده شد و استر را به

--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 155 .